هر شب تنهایی

تقدیم به عشق ، به افسانه ای که هرگز به حقیقت نزدیک نشد

 



آرزویم این است

 

آرزویم این است

نتراود اشک در چشم تو هرگز

مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

وبه اندازه ی هر روز تو عاشق باشی

عاشق آنکه تو را می خواهد . . .

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد به همان اندازه

که دلت می خواهد


  نوشته شده درچهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 11:33 توسط میلاد| |




my-lovestory

میلاد

my-lovestory

http://my-lovestory.blogfa.com

هر شب تنهایی

هر شب تنهایی - آرزویم این است

هر شب تنهایی

I Feel I Know You
I Don't Know How
I Don't Know Why

I See You Feel For Me
You Cried With Me
You Would Die For Me

I Know I Need You
I Want You
To Be Free Of All The Pain
You Have Inside

You Cannot Hide
I Know You Tried
To Be Who You Couldn't Be
You Tried To See Inside Of Me


And Now you Leaving me
I Don't Want To Go
Away From You



Please Try To Understand
Take My Hand
Be Free Of All The Pain

You Hold Inside
You Cannot Hide
I Know You Tried
To Feel تقدیم به عشق ، به افسانه ای که هرگز به حقیقت نزدیک نشد

هر شب تنهایی